![]() خانوم حنا اول تو قصهی حسن گم شد. بعد من گم شدم. حالا دارم میگردم دنبال تکههام که جا موندند تو همهی این سالها. قصه از اونجا شروع شد که یه روزی مادربزرگ صدام کرد خانوم حنا و ادامه داد تا همین امروز...ایمیل
سام |
آن خس و خاشاک تویی
پست تر از خاک تویی شور منم نور منم عاشق رنجور منم زور تویی کور تویی هاله ی بی نور تویی دلیر بی باک منم مالک این خاک منم |