شرم

اینو مطمینم که من اصلن دختر سنتی نیستم. اتفاقن خیلی جاها یه افکاری دارم که خیلی ها رو به تعجب میندازه.
اما نمیدونم چی این شرم و حیای بی خودی رو تو مغز ما( یاشاید هم من) تزریق کرده که با همه روشنفکری که سعی میکنی داشته باشی یه جاهایی بدجوری خودش رو نشون میده.

من از این شکم قلنبه ام که جلوی همگروهی های پسرم باهاش تردد میکنم یکم خجالت میکشم!
دیروز که میخواستیم عکس سالیانه بگیریم سعی کردم یه جوری تو عکس بایستم که شکمم قایم بشه.
این در حالیه که من همیشه وقتی یه زن حامله میدیم یه حس خوبی بهم دست میداد ولی نمیدونم چرا به خودم که رسید اینجوری شدم.
علت دیر اعلام کردن بارداریم به همه هم به خاطر همین بود یه حیای الکی.

میدونم خیلی ها که منو از نزدیک می شناسند اگه اینو بشنوند باورشون نمیشه خودم هم باورم نمیشه. مثل خیلی چیزهای دیگه که در مورد خودم نمیدونستم.
ارسال یک نظر