تجمع اعتراضی زنان و درد دور بودن

میخوام بنویسم دمتون گرم که رفتید برای تجمع
میخوام بنویسم هر کدوم از کسایی که میشناسم وقتی خبر برگشتشون به خونه رو میخونم خوشحال میشم که اتفاقی براشون نیفتاده(واقعن پس اون باتومها و اون فحشها چی؟)
دلم میخوا خیلی حرفها بزنم امااین دوری این نبودنم اونجا جلوی دهنم رو میگیره.
بدم میاد بشینم بگم خسته نباشید بدم میاد که هیچ کاری ازم برنمیاد از این راه دور. حتی از گفتن همین حرفها هم بدم میاد.
آدم یا باید یه کاری بکنه یا اینکه اگه نمیتونه حرف هم نزنه.
اما نمیتنونم حرف نزنم نمیتونم بی خیال باشم. نیستم.
دیدن این زنهای پلیس و فحشها و باتوم هاشون بیشتر حالم رو بد میکنه. یاد کسایی میفتم که وقتی براشون از حقوق زنها و اینهمه تحقیر حرف میزنی از ترس خدا و دین باهات مخالفت میکنند. از اینکه نمیبینند این همه تحقیر رو. چی تو مغز اینا کردند که اینجور از خودگذشته شدند برای پایداری تحقیر شدن خودشون.
انقدر قاطیم که بیشتر حرف نزنم بهتره.
لینکها رو میزام برای اینکه شاید کسی از طریق این وبلاگ با خبر بشه. یه نفر هم که بیشتر بدونه یه نفره. و البته برای دل خودم.

خبر بی بی سی
زنان خرداد
گزارش کانون زنان
لینکهای پرستو
آذرستان
خبر حرص در آور بازتاب
اقتدار پوشالین
شرح
حرفهای محبوبه
طلا
نوشته راوی
بیانیه شماره 3 زنستان
گزارش تصویری ادوار نیوز

ارسال یک نظر