مرحله دیگری از زندگی

لینکدونی این کنار، کامیونیتی هام تو اورکات، لیست دوستان تو میل باکس هام، یادآوری خاطرات محلهای کاریم تو ایران، دوستان و آشناهایی که تا حالا تو زندگیم داشتم، کلاسهایی که تو زندگیم رفتم و رشته تحصیلیم تو دانشگاه و واحدهای انتخابیم، مدلهای مو و لباس و کفش و.. هایی که تا حالا انتخاب کردم، کتابهایی که خوندم، موضوعات و اخباری که پیگیری میکنم، تغییر و تحولات روحی و اخلاقیم تا الان، مسیولیتهایی که داشتم، سفرهایی که رفتم وغذاها و طعمهایی که دوست دارم، نوشته های این وبلاگ، ...همه بهم یادآوری میکنه که هیچ وقت تو زندگیم آدم تک بعدی نبودم.
احساس خوبی دارم که همیشه تو زندگیم آماده چلنج بودم و هیچ وقت از امتحان چیزهایی که برام غریبه بودند نترسیدم.
خوشحالم که تا الان اونجوری زندگی کردم که دوست داشتم و خیلی جاها ثابت کردم که انتخابهام درسته.
خوشحالم که تا اونجایی که شده اخلاقیات و سنتهایی که برای نزدیکانم مهم بوده برای احترام و علاقه ای که بهشون دارم، رعایت کردم.
یه جاهایی هم بریدم، کم آووردم، زدم تو جاده خاکی یا اشتباههای فجیع کردم اما مهم نیست مهم اینه که الان جایی ایستادم که خودم ازش راضیم. یه عالمه آدم تو دنیا هستند که برام مهمند و براشون مهمم و کلی تجربه دارم.
من دوست دارم خوب زندگی کنم دوست دارم تو هر لحظه حتی اگر نا امید و افسرده و تنها هم هستم اون لحظه رو با همه توانم زندگی کنم.
فکر کنم بتونم یه مادر خوب یه راهنمای خوب برای کودکم باشم. فقط باید بهش یاد بدم از همون اول، همه لحظاتش رو زندگی کنه و بره دنبال همون چیزهایی که دوست داره. به احساس و غریزه اش بها بده و به دیگران احترام و محبت داشته باشه.
این خیلی خوبه که شریک زندگیم هم مثل خودم فکر میکنه هر چند که با هم تو خیلی چیزها متفاوتیم امامیدونم که این تفاوتها برای کودکمون باعث یادگیری بیشتر هست و نه تضاد.
باید دوباره مرور میکردم و به این باور میرسیدم که واقعن آماده داشتن فرزند هستم.
مرحله جدیدی از زندگیم داره شروع میشه و من باید همه جوره براش آماده باشم.
ارسال یک نظر