...

1.لطفن اول نوشته‌ی پایینی رو بخونید.

2.It will be a shame if I don't write a "sizdahtaee in sizdah be dar".

3.از کامرون دیاز به برد پیت نگاهم بین پوسترهای غول پیکر آویزون‌شون به در و دیوار مغازه در حرکت بود که به خانوم ه گفتم باشه دسترسی به سایتهای بزرگسالان رو از روی موبایلم، فیلتر کنید.
یکی از کارهای انجام شده در جهت ایجاد تغییر و تحول سال جدید همین عوض کردن اون گوشی با رنگ دلمره اش به این رنگ جیغ سرخابی بود.
New number, new life in a new year with a new full of energy color.

4.بامزه اش اینجاست که حتی حسی به نام ریگرت هم ندارم بابت اینکه نتونستم از امروز رسمن با درس و دانشگاه خداحافظی کنم برای همه ی عمر. با کلی برنامه اومدم اینجا اما همچنان دارم وبلاگ مینویسم.
There is no regret not to be graduated yesterday,even though I would be in a money trouble. But I deeply know, the last day of studying will be my best day ever.

5.ازدواج تا وقتی پا برجاست، یه داستان جاری ه. اصولن هیجان انگیز بودنش هم به اینه که در شرایط خاص کمی از اسرار و گره ها و خصلتهای دوست داشتنی یا مردود شخصیتی همسرت برات برملا میشه.
من یکی از اون خوب‌هاش یا نه شاید در نوع خودش بهترین‌هاش رو همین چند روز پیش کشف کردم.
گاهی یه حرکت یا یه حرف میتونه نشونه ای باشه که دنبالش بودید تا برای همه عمر اعتماد و اعتقادتون نسبت به موضوعی بیمه بشه.
Until now, there were several moments in my marriage life when I get surprised by finding out how clever I was by marrying to him. It's true that love was the only and, in my believes, best reason for it, but I didn't know he was my soul-mate. I am getting to know it every time he shows me another pieces of his kind, caring and supporting soul.

6.شاید روحیه همیشه نگران و مراقب مادرانه است که با اینکه تمام خوبی‌ها رو میبینه اما نکات منفی رو هم از قلم نمیندازه. دانشی که من تازه بهش رسیدم در مورد مادر خودم.
الان درک میکنم که تفاوت رفتاری مامان با پدرم و مامان بزرگ و بقیه این بود که اون از همه بیشتر به همه چیز من دقت میکرد و میکنه تا مبادا چیزی از قلم بیفته و کم و کاستی در جایی باشه.
برای مامان این عکس سام رو فرستادم بعد از قربون و صدقه رفتن برای سام و تعریف از هوش باغبونی من میگه اما لیندا ت خشک شده ها. من خودم هم اینقدر به عکس دقت نکرده بودم.
Some motherhood potential is being always worry about the perfect image of owns child.


7.یه گره به نیت سام، یه گره به نیت شاهرخ، یکی هم به نیت خودم و آرزوهام زدم به سبزه و از توی پارکینگ شوتش کردم توی رودخونه ی وسط دانشگاه.
ماهی قرمز ه هم بیشتر از ششم تاب نیاورد والا الان میتونست بره که به دریا برسه.
The new year thirteen's omen took away into the middle of my favorite river and washed away into the ocean.

8.امروز اولین روز از سال دوم زندگی اجتماعی و دور از خونه ی سام شروع شد. اولش کمی جا خورده بود که به اتاق همیشگی نرفت و مربی های همیشگی رو ندید. و با دیدن جیغ و گریه ی بچه های تازه وارد حسابی جو گیر شده بود. اما وقتی مربی بغلش کرد و شون-کون دوست صمیمی سال قبلش اومد دستش رو گرفت که با هم بند بازی خیالش راحت شد. من اما همچنان نگران تا 5 دقیقه ای پشت در ایستاده بودم و با اینکه چند بار باهام بای بای کرد باز هم دلم راضی به رفتن نبود. تا اینکه بار آخر اومد در رو روم بست و از اون نگاههایی که بچه ها به مادرهاشون میکنند یعنی" تنهام بذار خودم از پس خودم بر میام" بهم کرد.
Happy new class" ahiru-2 kumi" to my dear Sam and new plays and new friends and new experiences.

9.اعتراف میکنم با همه تلاش این چند سال هنوز نتونستم یه شراب خوب با قیمت مناسب که بشه همیشه تهیه اش کرد پیدا کنم تا وقتایی که کمی دلم سبکی خیال میخواد بتونم روش حساب کنم. پیشنهادی نبود؟
I may quit looking for a tasteful and reasonable wine.

10.حالا گیرم اینهمه هم زرو زدی وحال من رو هم بعد از جمع کردن تمام اون لباسها، گرفتی بالاخره که باید تموم شی سرمای بی‌موقع.
You're not anymore welcome, please come back next winter when I may be beging for some cool wind after a hot hot summer.

11.با همه ی ناراحتیم برای عموی دوست داشتنیم و به هم خوردن نامزدی پسرش شب قبل از اون به خاطر مرگ پدر عروس خانوم اما همش فکر میکنم چقدر تصمیم عاقلانه ای گرفتم و برای عید ایران نرفتم. با اینکه میتونستم فامیل رو ببینم اما اصلن روحیه این حالگیری و تحمل خستگی راه رو نداشتم.
Staying at home with my sweetheart, and make "sofreh haft-sin" after 3 years of being far from here in new year days, was best choice I made in latest days of last year.

12.درسته که عید شما و تعطیلات بهاره‌ی من تموم شده اما دل من هوس سفر کرده به هر جایی که هیجان بار اول بودن داشته باشه.

13.Have a happy "sizdah be dar"!
Don't forget to remember me when you are eating "Aash" and "Kahoo-sekanjebin".
ارسال یک نظر